Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

نمازی برای حاجت و توصیه‌های کلیددار قدیمی حرم حضرت عباس (ع) به پدر و مادر‌ها و جوانان

۲۱ مهر ۱۳۹۷
37 views
بدون نظر

کلیددار قدیمی حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) با اشاره به کیفیت نماز حاجت و توسل به حضرت عباس (ع)، توصیه‌هایی را به پدران و مادران برای ازدواج فرزندانشان کرد و گفت: هر حاجتی که می‌خواهید از این بزرگوار بگیرید و مطمئن باشید که شما را دست خالی از درب خانه‌اش رد نمی‌کند.

بعد از سال‌ها قسمت شد تا به زیارت بارگاه نورانی حضرت اباعبدالله‌الحسین (ع)، مشرف شوم؛ در بخشی از این سفر قسمت شد تا به دیدار حاج شیخ عباس محمد علی کشوان آل شیخ، خادم و کلیددار قدیمی حرم مطهر قمربنی‌هاشم حضرت ابوالفضل العباس (ع) رفتم و این پیرمرد مهربان و نورانی را از نزدیک ملاقات کردم. پیرمردی که اجدادش چند قرن پیش، از ایران به عراق مهاجرت کرده بودند و بعد از آن ۱۲ نسل از خانواده‌اش کلیددار حرم حضرت ابوالفضل (ع) شدند و اکثرشان هم در روز عاشورا به دیدار حق شتافته‌اند، حالا خودش پس از گذشت ۴۸ سال که خادم و کلیددار این حرم مطهر بوده به‌دلیل کهولت سن بازنشسته شده و در خانه به سر می‌برد. سال گذشته ۲ بخش از گفت‌وگوی شیخ توسط خبرگزاری ایکنا منتشر شد و این آخرین بخش از سخنان وی است که در ادامه می‎خوانید.

کلید‌دار حرم حضرت عباس (ع)، در سخنانش بار‌ها به بزرگ‌منشی حضرت عباس (ع) و مشکل‌گشایی ایشان اشاره می‎کرد و می‌گفت: حضرت عباس (ع) زمانی که نوزاد بودند و گریه می‌کردند، تنها در آغوش یک نفر یعنی خواهر بزرگوارشان حضرت زینب (س) آرام می‌شدند. شما هم هرگاه در زندگی گره و مشکلی برایتان ایجاد شد و به در بسته‌ای خوردید به حضرت عباس (ع) پناه ببرید.
نماز حاجت حضرت عباس
شیخ عباس کشوان در ادامه به کیفیت نمازی برای حاجت گرفتن از حضرت عباس (ع) اشاره کرد و گفت: در هر موقع از روز و یا شب شد ۲ رکعت نمازبخوانید؛ البته بعد و یا قبل از نماز صبح بهتر است؛ پس از نماز تسبیحات حضرت زهرا (س) را بگویید و صد بار صلوات بفرستید و آن را به حضرت ابوالفضل (ع) و حضرت زینب (س) هدیه کنید. حضرت را با تمام وجود صدا بزنید و او را به عصمت و آبروی حضرت زینب (س) قسم دهید و شک نکنید که آقا شما را دست خالی برنمی‌گرداند.
 
وی از اینکه سال‌های زیادی است که کرامات امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) را به مردم اطلاع نمی‎دهند ابراز تاسف کرد و گفت: متاسفانه مسئولان عراقی بیش از ۱۰ سال است که تصمیم گرفته‎اند معجزات و کرامات این بزرگواران را در سطح وسیع اطلاع‌رسانی نشود؛ الان سال‌هاست که مردم دیگر از معجزات با خبر نمی‌شوند و این اتفاق بسیار بدی است. مسئولان کشور عراق از معجزات امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) هم هراس دارند و به همین خاطر نمی‎خواهند که مردم از آن‌ها اطلاع پیدا کنند.
همه حاضرین و همسفران من در خانه شیخ غرق در صحبت‌های او شده بودیم و با تمام وجود به سخنانش گوش می‌دادیم. نقل کرامات حضرت عباس (ع)، از زبان این پیرمرد نورانی صفایی داشت که انگار خود حضرت آن را به زبان او می‌آورد تا شنوندگان را بیش از پیش عاشق علمدار کربلا کند، البته که باید از نزدیک آن را درک کنید.
شیخ بعد از سخنانش، از همسفرانم پرسید که کدام یک از شما ازدواج کرده و دارای زن و فرزند هستید؟ از کل گروه ۳۱ نفری ما ۳ نفر دستشان را بالا بردند. جمع ما دانشجویی بود و شیخ عباس بعد از دیدن این صحنه اخمانش در هم رفت و با صدایی بلند به جمع ما گفت: به راهی بروید که خدا توصیه کرده است و قطعا اگر به این راه بروید، می‌بیند که چقدر خدا در این راه به شما کمک می‌کند.
وی از توصیه قرآن و پیغمر بزرگ اسلام در خصوص ازدواج برایمان گفت و افزود: کسی که همسر اختیار کند برای مال و جمالش خدا او را کفایت می‌کند و هم از مالش و جمالش به آن‌ها می‌بخشد. خداوند در قر آن هم می‌گوید: «وَ أَنْکِحُوا الْأَیامی‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ (آیه ۳۲ سوره نور) اى مؤمنان، به مردان و زنانِ بى‌همسرى که از (همکیشان) شما هستند و به آن بندگان و کنیزانتان که شایستگى ازدواج را دارند، همسر دهید. اگر تهیدست‌اند، خداوند آنان را از فضل خود توانگر خواهد ساخت، که خداوند داراى بخششى گسترده است و به حال کسى که صلاح او در گشایش است داناست»
خادم حرم حضرت عباس (ع)، تصریح کرد: خداوند در این آیات به افرادی که با فقرا ازدواج می‌کنند وعده داده که آن‌ها را از فضل خودش بی‌نیاز می‌کند. پس‌ای جوانان برای ازدوج فقط به دنبال دختر ثروتمند نباشید، بروید دختر فقیر و دختر یتیم را برای ازدواج انتخاب کنید که خداوند شما را از فظل خودش بی‌نیاز می‌کند.
وی گفت: متاسفانه امروز در ایران یکی از کار‌هایی که امام زمان (عج) , را ناراحت کرده است گرفتن و نوشتن مهریه‌های زیاد است. شیخ اینجا کمی صدایش را بلند کرد و گفت:‌ای ایرانی‌ها چه خبر است؟ مگر داد‌گا‌ها را نمی‌بینید؟ بعد آز آن آرام شد و گفت: ایران دار تشیع، مرکز تشیع و مرکز ایمان است؛ پس چرا باید این رفتار‌ها را در آن ببینیم؟ این رفتار عیب و آسیب است.
شیخ عباس همه ما را به توسل و کوبیدن درب خانه حضرت عباس (ع)، توصیه کرد و گفت: هر حاجتی که می‌خواهید از این بزرگوار بگیرید و مطمئن باشید که شما را دست خالی از درب خانه‌اش رد نمی‌کند؛ من خودم ۱۴ سالم که بود ازدواج کردم و در سن ۲۰ سالگی ۴ اولاد داشتم و همینطور تا فرزند هشتمم هم به دنیا آمد و در تمام آن به خدا و اهل بیت (ع) توجه و توسل می‌کردم.
وی تاکید کرد: این کار‌های امروز برای ایرانی‌ها که ازدواج را به عقب می‎اندازند و یا یک فرزند می‎آورند عیب است؛ چرا جامعه شیعه اینقدر از تولید نسل و ازدیاد نسل شیعه می‌ترسند، با اینکه سالم هستند و خداوند به آن‌ها همت و سلامتی عطا کرده است؟ از آن‌ها می‌پرسم چرا فقط یک یا دو بچه داری می‌گوید بیش از این سخت است، پس من به این‌ها می‌گویم که این سختی برای شما نیست، مگر شما روزی بچه‌هایتان را می‌دهید؟ پیغمبر اسلام با آن عظمت به ملت مسلمان و شیعه درخواست می‌کند «تزوجوا فانی مکاثر بکم الامم غدا فی القیامة» ازدواج کنید، زیرا من به زیادتی شما نسبت به امت‌های دیگر در قیامت مباهات می‌کنم. آنوقت ایرانی‌ها به پیامبر چی داده‌اند؟
 
شیخ عباس کشوان ادامه داد: ایرانی‌ها می‌گویند‌ای پیامبر سخنت درست نیست چراکه هرچقدر بچه کمتر زندگی بهتر! ایرانی‌ها از خواب بلند شوید. خدای نکرده اگر ایران یک اتفاقی رخ دهد، به خداوند قسم کربلا برای ایرانی و غیر ایرانی حسرت می‌شود و شیعیان دنیا از بین می‌روند.
 
کلیددار قدیمی حرم حضرت عباس (ع) با بیان اینکه امید ملت عراق و شیعیان دنیا به ایران است؛ گفت:‌ای مسلمانان از خواب غفلت به پاخیزد؛ ایران الان نزدیک به ۸۰ میلیون نفر جمعیت دارد، اما باید ۱۵۰ میلیون نفر باشد و این یعنی ایرانی‌ها به دست خودشان ۷۵ میلیون نفر کشته‌اند. از کجا معلوم این کودکانی که سقط شده‌اند و یا به شیوه‌های مختلف به‌دنیا نیامدند از آن ۳۱۳ یار امام زمان نبوده است؟ آنوقت چه جوابی به امام زمان (عج)، می‌دهید؟ آیا این جواب پیغمبر (ص)، حضرت علی (ع) و قرآن کریم بود؟ درجایی که قرآن نهی مطلق آیه ۱۵۱ سوره انعام و ۳۱ سوره اسراء، در باره کشتن فرزندان از ترس فقر می‌فرماید: «وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً کَبیراً یعنی و فرزندان خود را از ترس فقر و تنگ‌دستی نکشید، ماییم که آن‌ها و شما را روزی می‌دهیم؛ زیرا، کشتن آن‌ها گناهی بزرگ است». پس‌ای جوانان بروید و ازدواج کنید و صاحب فرزند شوید. دختر فقیر، یتیم و شهید بگیرید، چراکه دختران آن‌ها بسیار با سازش هستند و همسرانشان را بسیار دوست می‌دارند.
شیخ عباس ادامه داد: حدود سه سال پیش که بیمار شدم به اصفهان پیش دکترم رفتم. در آن زمان خانواده‌ای پیش من آمدند و گفتند که شیخ عباس می‌خواهیم به خواستگاری برویم و از تو می‌خواهیم که ما را همراهی کنی. اما پزشکان اجازه ندادند که من با آن‌ها برونم. فصل سرما بود و آن‌ها احتمال عود بیماری را می‌دادند. فردا دوباره بازگشتند و به هر صورتی که شد من با آن‌ها رفتم؛ گویا پسر چند سالی بود که با دختر رفت آمد داشت و به او علاقه شدیدی هم داشت. در مراسم خواستگاری بعد از صرف چای پدر دختر آمد و به‌ما گفت: دخترمان به این ازدواج راضی شده، ولی چند شرط دارد که حتما باید برای ازدواج عملی شود.
کلید‌دار حرم حضرت عباس، افزود: یکی از شروط دختر این بود که، چون نمی‌تواند غذا بپزد، داماد باید برای آن‌ها تا یک سال از رستوران غذا بیاورد؛ شرط دوم دختر اینکه دخترمان دوست ندارد بدون ماشین جایی برود باید برای او یک ماشین هم بخرد. ئشرط سوم، دخترم نمی‌تواند با پدر و مادر داماد زندگی کند و باید تنها و مستقل زندگی کند و خانه مستقل می‌خواهد. چهارم اینکه به سن دخترمان برایش سکه مهر کنید؛ همان جا گفتم آقا جان خدا حافظ دختراتان برای خودتان و برای پسر ما هم خدا کریم است. وقتی هم که داشتم می‌رفتیم، در گوشه‌ای پدر و مادر دختر را صدا زدم و گفتم شما با این برخوردتان ترشی دخترتان را می‌اندازید.
اوکه گویی با این حرف‌ها خودشم هم ناراحت شده است، با چشمانی پر غصه دوباره ما را به توسل به حضرت عباس (ع) و ائمه معصومین (ع) تشویق کرد و گفت: شما را به ابوالفضل (ع) قسم می‌دهم آیا واقعا مهریه مادرمان حضرت زهرا (س)، اینقدر بود؟ آیا شیوه پیامبر (ص) و سبک زندگی مولایمان علی (ع) اینگونه بود؟
گزارش از وهاب خدابخشی

طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت

۷ مهر ۱۳۹۷
66 views
بدون نظر

انصاریان با بیان داستانی با عنوان «طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمومنین(ع) اعتراض داشت»، خواستار توجه تمسک بیش از پیش طلاب به ساحت مقدس امیرالمؤمنین(ع) شد.

حسین انصاریان در یکی از سخنرانی‌های خود به بیان خاطرهای از سفر به ترکیه و دیدار با مفتی استانبول اشاره کرد و گفت: در این ملاقات با استفاده از منابع خودشان اثبات ولایت امیرالمؤمنین(ع) و حقانیت شیعه را انجام دادم.

مفتی استانبول و اثبات حقانیت شیعه

مفسرّ، مترجم و پژوهشگر قرآن و نهج البلاغه تعریف می‌کند: در استانبول با مفتی اعظم ترکیه ملاقاتی داشتم که یک ساعت طول کشید و خیلی ملاقات خوبی بود.

به مفتی اعظم استانبول گفتم: دوست دارم علت شیعه بودن ما را از ما بپرسید.

گفت خودتان بفرمایید.

جلد اول تفسیر فخر رازی (از عالمان سنی مذهب) را آوردم و باز کردم، در بحث بسم‌ الله که فخر رازی می‌گوید: چند مکتب در بسم‌الله فتوا و حکم داده‌اند.

رفتم دنبال نماز حضرت علی ‌بن ابی‌طالب(ع) که همراه با پیغمبر اکرم(ص) بوده است تا ببینیم ایشان در نماز با بسم‌الله چه‌کار می‌کرده، دیدم علی ‌بن ابی‌طالب(ع)، بسم‌الله را در تمام نمازهایش می‌خوانده و بلند هم می‌خوانده، من به همان سیره علی نماز می‌خوانم.

فخر رازی بعد این جمله را نوشته که، «من اتخذ علیاً امامه فی دینه و دنیاه فقد استمسک بالعروة الوثقی».

گفتم آقای مفتی! ببینید شما به ما مدرک واقعی دادید که هر که علی(ع) را در دین و دنیایش امام خود قرار دهد به ریسمان محکم چنگ زده است، مفتی اعظم ترکیه واقعاً مبهوت ماند که چه پاسخی بدهد.

استاد انصاریان در ادامه سخنان خود به حکایت شیرین دیگری با محوریت مولا علی بن ابیطالب اشاره کرد و حکایت را اینگونه نقل نمود که؛

طلبهای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت

یکی از طلبه‌های حوزه باعظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشواری غیر قابل تحملّی بود. روزی از روی شکایت و فشار روحی کنار ضریح مطهّر حضرت امیرالمؤمنین(ع) عرضه می‌دارد: شما این لوسترهای قیمتی و قندیل‌های بی‌بدیل را به چه سبب در حرم خود گذارده‌اید، در حالی که من برای اداره امور معیشتم در تنگنای شدیدی هستم؟! شب امیرالمؤمنین(ع) را در خواب می‌بیند که آن حضرت به او می‌فرماید: اگر می‌خواهی در نجف مجاور من باشی اینجا همین نان و ماست و فیجیل (نوعی سبزی) و فرش طلبگی است، و اگر زندگی مادّی قابل توجّهی می‌خواهی باید به هندوستان در شهر حیدرآباد دکن به خانه فلان کس مراجعه کنی، چون حلقه به در زدی و صاحب‌خانه در را باز کرد به او بگو: به آسمان رود و کار آفتاب کند.

پس از این خواب، دوباره به حرم مطهّر مشرف می‌شود و عرضه می‌دارد: زندگی من اینجا پریشان و نابسامان است شما مرا به هندوستان حواله می‌دهید!! بار دیگر حضرت را خواب می‌بیند که می‌فرماید: سخن همان است که گفتم، اگر در جوار ما با این اوضاع می‌توانی استقامت‌ورزی اقامت کن، اگر نمی‌توانی باید به هندوستان به همان شهر بروی و خانه فلان راجه را سراغ بگیری و به او بگویی: (به آسمان رود و کار آفتاب کند) پس از بیدار شدن و شب را به صبح رساندن، کتاب‌ها و لوازم مختصری که داشته به فروش می‌رساند و اهل خیر هم با او مساعدت می‌کنند تا خود را به هندوستان می‌رساند و در شهر حیدرآباد سراغ خانه آن راجه را می‌گیرد، مردم از این که طلبه‌ای فقیر با چنان مردی ثروتمند و متمکن قصد ملاقات دارد، تعجب می‌کنند.

وقتی به در خانه آن راجه می‌رسد در می‌زند، چون در را باز می‌کنند می‌بیند شخصی از پله‌های عمارت به زیر آمد، طلبه وقتی با او روبرو می‌شود می‌گوید: (به آسمان رود و کار آفتاب کند) فوراً راجه پیش خدمت‌هایش را صدا می‌زند و می‌گوید : این طلبه را به داخل عمارت راهنمایی کنید و پس از پذیرایی از او تا رفع خستگی‌اش وی را به حمام ببرید و او را با لباس‌های فاخر و گران قیمت بپوشانید. مراسم به صورتی نیکو انجام می‌گیرد و طلبه در آن عمارت عالی تا فردا عصر پذیرایی می‌شود.

فردا دید محترمین شهر از طبقات مختلف چون اعیان و تجار و علما وارد شدند و هر کدام در آن سالن پرزینت در جای مخصوص به خود قرار گرفتند، از شخصی که کنار دستش بود، پرسید: چه خبر است؟ گفت: مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است. پیش خود گفت: وقتی به این خانواده وارد شدم که وسایل عیش برای آنان آماده است. هنگامی که مجلس آراسته شد، راجه به سالن درآمد، همه به احترامش از جای برخاستند و او نیز پس از احترام به مهمانان در جای ویژه خود نشست. نگاه رو به اهل مجلس کرد و گفت: آقایان من نصف ثروت خود را که بالغ بر فلان مبلغ می‌شود از نقد و مِلک و منزل و باغات و اغنام و اثاثیه به این طلبه که تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه کردم، و همه می‌دانید که اولاد من منحصر به دو دختر است، یکی از آنها را هم که از دیگری زیباتر است برای او عقد می‌بندم، و شما ای عالمان دین، هم‌اکنون صیغه عقد را جاری کنید.

چون صیغه جاری شد طلبه که در دریایی از شگفتی و حیرت فرو رفته بود، پرسید: شرح این داستان چیست؟

راجه گفت: من چند سال قبل قصد کردم در مدح امیرالمؤمنین(ع) شعری بگویم، یک مصراع گفتم و نتوانستم مصراع دیگر را بگویم؛ به شعرای فارسی زبان هندوستان مراجعه کردم، مصراع گفته شده آنها هم چندان مطلوب نبود، به شعرای ایران مراجعه کردم، مصراع آنان هم چندان چنگی به دل نمی‌زد، پیش خود گفتم حتماً شعر من منظور نظر کیمیا اثر امیرالمؤمنین(ع) قرار نگرفته است، لذا با خود نذر کردم اگر کسی پیدا شود و مصراع دوم این شعر را به صورتی مطلوب بگوید، نصف دارایی‌ام را به او ببخشم و دختر زیباتر خود را به عقد او درآورم.

شما آمدید و مصراع دوم را گفتید، دیدم از هر جهت این مصراع شما درست و کامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است. طلبه گفت: مصراع اول چه بود؟ راجه گفت: من گفته بودم: به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند طلبه گفت: مصراع دوم از من نیست، بلکه لطف خود امیرالمؤمنین(ع) است. راجه سجده شکر کرد و خواند:

به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند *** به آسمان رود و کار آفتاب کند

وقتی نظر کیمیا اثر حضرت مولا، فقیر نیازمندی را اینگونه به ثروت و جاه و جلال برساند، نتیجه نظر حق، در حقّ عبد، چه خواهد کرد؟

گناهان کبیره از نگاه امام صادق(ع)

۲ مهر ۱۳۹۷
70 views
بدون نظر

استاد حسین انصاریان در قسمتی از کتاب «اسلام دین آسان» بیان داشت: گروهی از گناهان هستند که برای مرتکبان آن وعده عذاب داده نشده است، اما آیات بسیاری بر نهی و ترک آن دلالت دارند. از این رو برای شناخت گناهان کبیره، معیارهایی از سوی عالمان دین بیان شده است. گناهانی که به روشنی در قرآن به ازای انجام آن وعده آتش و دوزخ داده شده است؛ یا اعمالی که پیامبر(ص) و ائمه معصومین: آن را گناه کبیره دانسته اند از آن جمله است.

این مفسر، محقق و پژوهشگر علوم و معارف قرآن کریم افزود: البته گناهان کبیره به یک میزان مستحق عذاب الهی نیستند؛ بلکه برخی از آنان مربوط به حق اللّه است و برخی علاوه بر نافرمانی خداوند، موجب ضایع شدن حق مردم نیز می‌شود، می‌توان برای مورد اول شرک و برای مورد اخیر قتل نفس را نام برد.

استاد انصاریان تصریح کرد: برای اینکه در بیان موضوع نامبرده از قرآن و روایات هر دو بهره برده باشیم، به بیان روایتی از وجود مبارک امام صادق(ع) می پردازیم. حضرت عبدالعظیم حسنی با سند خویش از امام کاظم(ع) نقل می‌کند که عمرو بن عبید از امام صادق(ع) در مورد گناهان کبیره مورد اشاره در قرآن سؤال می‌کند:

«دَخَلَ عَمْرُوبْنُ عُبَیدٍ عَلی أَبِی عَبْدِاللَّهِ(ع)، فَلَمَّا سَلَّمَ وَجَلَسَ تَلَا هذِهِ الآیةَ: الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ؛ ثُمَ أَمْسَک، فَقَالَ لَهُ أَبُوعَبْدِاللَّهِ(ع): مَا أَسْکتَک؟ قَالَ: أُحِبُّ أَنْ أَعْرِفَ الْکبَائِرَ مِنْ کتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ؛ از موسی بن جعفر(ع) روایت شده که روزی عمروبن عبید نزد پدرم جعفر صادق(ع) آمد و سلام کرد، سپس نشست و این آیه را تلاوت کرد: «کسانی که اجتناب می‌کنند از گناهان کبیره و فواحش» سپس ساکت شد. حضرت(ع) فرمودند: چرا بقیه آیه را نخواندی و ساکت شدی؟ عرض کرد: خواستم تا گناهان کبیره‌ای که در قرآن آمده، از زبان شما بشنوم که کدامند؟

شرک

فَقَالَ(ع): نَعَمْ، یا عَمْرُو! أَکبَرُ الْکبَائِرِ الْإِشْرَاک بِاللَّهِ؛ یقُولُ اللَّهُ: «مَنْ یُـشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّةَ»؛ حضرت فرمودند: بزرگ‌ترین گناه کبیره، شرک به خداوند است، چنان که می‌فرماید: مسلماً هر کس به خدا شرک ورزد، بی‌تردید خدا بهشت را بر او حرام کند.

ناامیدی

وَبَعْدَهُ الْإِیاسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ؛ لِأَنَّ اللَّهَ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ یقُولُ: إِنَّهُ لَا یَیْئَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ؛ و بعد ناامیدی از رحمت خدا است. چنان که در قرآن می فرماید: زیرا جز مردم کافر از رحمت خدا مأیوس نمی‌شوند.

ثُمَّ الْأَمْنُ لِمَکرِ اللَّهِ؛ لِأَنَّ اللَّهَ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ یقُولُ: فَلَا یَأْمَنُ مَکْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ؛ و پس از آن ایمنی از مکر عذاب و مهلت خداوند است، زیرا خداوند عزوجل می‌فرماید: آیا جز گروه زیانکاران خود را از عذاب و انتقام خدا ایمن نمی‌دانند؟!

عاق پدر و مادر

وَمِنْهَا عُقُوقُ الْوَالِدَینِ؛ لِأَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ الْعَاقَ جَبَّاراً شَقِیا؛ دیگری مورد عاق پدر و مادر واقع شدن است و خداوند متعال عاق را «جبار شقی» نامیده است.

قتل نفس

وَقَتْلُ النَّفْسِ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ؛ لِأَنَّ اللَّهَ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ یقُولُ: فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا (إِلی آخِرِ الآیةِ)؛ و دیگری قتل نفسی است که خدا آن را محترم شمرده است، مگر به حق. چنان که خداوند عزوجل می فرماید: و هر کس مؤمنی را از روی عمد بکشد، کیفرش دوزخ است که در آن جاودانه خواهد بود و خدا بر او خشم گیرد و وی را لعنت کند و عذابی بزرگ برایش آماده سازد.

تهمت زنا دادن

وَقَذْفُ الْمُحْصَنَةِ، لِأَنَّ اللَّهَ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ یقُولُ: لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ؛ و دیگری تهمت و نسبت زنادادن به شخصی پاکدامن است، چنان که خداوند متعال می‌فرماید: بی‌تردید کسانی که زنان عفیفه پاکدامن با ایمان را که از شدت ایمان از بی‌عفتی و گناه بی‌خبرند، متهم به زنا کنند، در دنیا و آخرت لعنت می‌شوند و برای آنان عذابی برزگ است.

خوردن مال یتیم

وَأَکلُ مَالِ الْیتِیمِ؛ لِأَنَّ اللَّهَ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ یقُولُ: إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا؛ و دیگر خوردن و دست‌اندازی به اموال شخص یتیم است؛ چنان که خداوند عزوجل می‌فرماید: بی‌تردید کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم چپاول می‌کنند، فقط در شکم خود آتش وارد می‌کنند و به زودی در آتش فروزان در می‌آیند.

فرار از جهاد

وَالْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ؛ لِأَنَّ اللَّهَ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ یقُولُ: وَمَنْ یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ؛ و دیگری فرار از جنگ است که به دستور پیغمبر اسلام(ص) و یا امام و یا نائب خاص پیغمبر(ص) و امام واجب شده باشد. چنان که خداوند متعال می‌فرماید: و هر کس در آن موقعیت به آنان پشت کند و بگریزد سزاوار خشمی از سوی خداوند می‌شود و جایگاهش دوزخ است و دوزخ بد بازگشت گاهی است؛ مگر اینکه گریز و فرارش برای انتخاب محلی دیگر جهت ادامه نبرد با دشمن، یا پیوستن به گروهی تازه نفس از مجاهدان برای حمله به دشمن باشد.

ربا

وَأَکلُ الرِّبَا؛ لِأَنَّ اللَّهَ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ یقُولُ: الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبَا لَا یَقُومُونَ إِلَّا کَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ؛ و دیگری خوردن ربا است که خداوند متعال می فرماید: کسانی که ربا می‌خورند در میان مردم و برای امر معیشت و زندگی به پا نمی‌خیزند؛ مگر مانند به پا خاستن کسی که شیطان او را با تماس خود آشفته حال کرده و تعادل روانی و عقلی‌اش را مختل ساخته است.

سحر و جادوکردن

وَالسِّحْرُ؛ لِأَنَّ اللَّهَ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ یقُولُ: وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ؛ و دیگری سحر و جادوکردن و یاد گرفتن و یاد دادن آن است و خداوند متعال در مذمّت ساحران فرموده است: و یقیناً [یهود] می‌دانستند که هر کس خریدار سحر باشد، در آخرت هیچ بهره‌ای ندارد. همانا بد چیزی است آنچه خود را به آن فروختند، اگر معرفت می‌داشتند.

زنا

وَالزِّنی؛ لِأَنَّ اللَّهَ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ یقُولُ: وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ یَلْقَ أَثَامًا * یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهَانًا؛ و دیگری زناکردن است. خداوند متعال می فرماید: و هرکه زنا کند، کیفرش را خواهد دید و عذابش در قیامت مضاعف و دوچندان شود و با ذلت و خواری به جهنم جاوید و مخلد شود.

وَالْیمِینُ الْغَمُوسُ الْفَاجِرَةُ؛ لِأَنَّ اللَّهَ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ یقُولُ: إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَیْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِیلًا أُولَئِکَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ؛ و دیگر سوگند دروغ برای تبهکاری (مانند خوردن مال مردم)، زیرا خداوند عزوجل می‌فرماید: قطعاً کسانی که پیمان خدا و سوگندهایشان را برای رسیدن به مقاصد دنیایی به بهای اندکی می‌فروشند، برای آنان در آخرت بهره‌ای نیست.

خیانت

وَالْغُلُولُ لِأَنَّ اللَّهَ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ یقُولُ: وَمَنْ یَغْلُلْ یَأْتِ بِمَا غَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ؛ و دیگری خیانت به دین، مملکت، اموال و ناموس مردم نمودن است، چنان که خداوند متعال می‌فرماید و هرک ه خیانت کند، روز قیامت با آنچه در آن خیانت کرده است، بیاید.

ندادن زکات

وَمَنْعُ الزَّکاةِ الْمَفْرُوضَةِ؛ لِأَنَّ اللَّهَ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ یقُولُ: فَتُکْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ؛ و دیگری ندادن زکاتی است که خداوند تعالی بر ما واجب کرده است. خداوند می‌فرماید و پیشانی و پهلو و پشتشان را به آن داغ کنند.

شهادت دروغ

وَشَهَادَةُ الزُّورِ وَکتْمَانُ الشَّهَادَةِ؛ لِأَنَّ اللَّهَ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ یقُولُ: وَمَنْ یَکْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ؛ و دیگری شهادت دروغ و ناحق دادن است که خداوند کریم می‌فرماید و شهادت را کتمان نکنید! و هر کس آن را کتمان کند، قلبش گناهکار و مریض است.

خوردن شراب

وَشُرْبُ الْخَمْرِ؛ لِأَنَّ اللَّهَ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ نَهی عَنْهَا، کمَا نَهی عَنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ؛ و دیگری شراب خوردن است و خداوند تعالی از خوردن شراب و مسکرات دیگر نهی فرموده، همچنان که از بت‌پرستی نهی نموده است.

ترک نماز

وَتَرْک الصَّلَاةِ مُتَعَمِّداً، أَوْ شَیئاً مِمَّا فَرَضَ اللَّهُ؛ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ: مَنْ تَرَک الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً، فَقَدْ بَرِئَ مِنْ ذِمَّةِ اللَّهِ وَذِمَّةِ رَسُولِ اللَّهِ(ص)؛ و دیگری ترک نماز است و رسول خدا(ص) در سرزنش کسی که نماز نمی‌خواند، فرمودند: هرکس عمداً نماز را ترک نماید، از امان و پناه رسول خدا(ص) خارج است.

قطع صله رحم

وَنَقْضُ الْعَهْدِ وَقَطِیعَةُ الرَّحِمِ؛ لِأَنَّ اللَّهَ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ یقُولُ: أُولَئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ؛ و دیگری نقض عهد و قطع رحم نمودن است. خداوند متعال در این باره می‌فرماید: و پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده است، قطع می‌کنند و در روی زمین فساد می‌نمایند. لعنت و بدی (و مجازات) سرای آخرت برای آن‌ها است.

قَالَ(ع): فَخَرَجَ عَمْرٌوـ وَلَهُ صُرَاخٌ مِنْ بُکائِهِ ـ وَهُوَ یقُولُ: هَلَک مَنْ قَالَ بِرَأْیهِ وَنَازَعَکمْ فِی الْفَضْلِ وَالْعِلْمِ(۱)؛ سپس امام کاظم(ع) فرمودند: عمرو بن عبید از خدمت پدرم خارج شد و سخت به خود می پیچید و به شدت می‌گریست و می‌گفت: هلاک شد آنکه به رأی خود فتوا می‌دهد و خود را در فضیلت و علم برابر شما می‌داند.

در پایان باید به این مهم اشاره کرد که از مجموع ۶۲۳۶ آیه قرآن، شمار کمی از این آیات مربوط به عذاب است. از این رو با عمل به احکام و تکالیف و دوری از موارد انذار داده شده، راه سعادت و کمال انسان میسر می‌شود.

*پی‌نوشت:

 1-الکافی: 2 / 287، ح24؛ من لایحضره الفقیه: 3 / 563؛ علل الشرائع: 2 / 391؛ وافی: 5 / 1052.