Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت

۷ مهر ۱۳۹۷
73 views
بدون نظر

انصاریان با بیان داستانی با عنوان «طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمومنین(ع) اعتراض داشت»، خواستار توجه تمسک بیش از پیش طلاب به ساحت مقدس امیرالمؤمنین(ع) شد.

حسین انصاریان در یکی از سخنرانی‌های خود به بیان خاطرهای از سفر به ترکیه و دیدار با مفتی استانبول اشاره کرد و گفت: در این ملاقات با استفاده از منابع خودشان اثبات ولایت امیرالمؤمنین(ع) و حقانیت شیعه را انجام دادم.

مفتی استانبول و اثبات حقانیت شیعه

مفسرّ، مترجم و پژوهشگر قرآن و نهج البلاغه تعریف می‌کند: در استانبول با مفتی اعظم ترکیه ملاقاتی داشتم که یک ساعت طول کشید و خیلی ملاقات خوبی بود.

به مفتی اعظم استانبول گفتم: دوست دارم علت شیعه بودن ما را از ما بپرسید.

گفت خودتان بفرمایید.

جلد اول تفسیر فخر رازی (از عالمان سنی مذهب) را آوردم و باز کردم، در بحث بسم‌ الله که فخر رازی می‌گوید: چند مکتب در بسم‌الله فتوا و حکم داده‌اند.

رفتم دنبال نماز حضرت علی ‌بن ابی‌طالب(ع) که همراه با پیغمبر اکرم(ص) بوده است تا ببینیم ایشان در نماز با بسم‌الله چه‌کار می‌کرده، دیدم علی ‌بن ابی‌طالب(ع)، بسم‌الله را در تمام نمازهایش می‌خوانده و بلند هم می‌خوانده، من به همان سیره علی نماز می‌خوانم.

فخر رازی بعد این جمله را نوشته که، «من اتخذ علیاً امامه فی دینه و دنیاه فقد استمسک بالعروة الوثقی».

گفتم آقای مفتی! ببینید شما به ما مدرک واقعی دادید که هر که علی(ع) را در دین و دنیایش امام خود قرار دهد به ریسمان محکم چنگ زده است، مفتی اعظم ترکیه واقعاً مبهوت ماند که چه پاسخی بدهد.

استاد انصاریان در ادامه سخنان خود به حکایت شیرین دیگری با محوریت مولا علی بن ابیطالب اشاره کرد و حکایت را اینگونه نقل نمود که؛

طلبهای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت

یکی از طلبه‌های حوزه باعظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشواری غیر قابل تحملّی بود. روزی از روی شکایت و فشار روحی کنار ضریح مطهّر حضرت امیرالمؤمنین(ع) عرضه می‌دارد: شما این لوسترهای قیمتی و قندیل‌های بی‌بدیل را به چه سبب در حرم خود گذارده‌اید، در حالی که من برای اداره امور معیشتم در تنگنای شدیدی هستم؟! شب امیرالمؤمنین(ع) را در خواب می‌بیند که آن حضرت به او می‌فرماید: اگر می‌خواهی در نجف مجاور من باشی اینجا همین نان و ماست و فیجیل (نوعی سبزی) و فرش طلبگی است، و اگر زندگی مادّی قابل توجّهی می‌خواهی باید به هندوستان در شهر حیدرآباد دکن به خانه فلان کس مراجعه کنی، چون حلقه به در زدی و صاحب‌خانه در را باز کرد به او بگو: به آسمان رود و کار آفتاب کند.

پس از این خواب، دوباره به حرم مطهّر مشرف می‌شود و عرضه می‌دارد: زندگی من اینجا پریشان و نابسامان است شما مرا به هندوستان حواله می‌دهید!! بار دیگر حضرت را خواب می‌بیند که می‌فرماید: سخن همان است که گفتم، اگر در جوار ما با این اوضاع می‌توانی استقامت‌ورزی اقامت کن، اگر نمی‌توانی باید به هندوستان به همان شهر بروی و خانه فلان راجه را سراغ بگیری و به او بگویی: (به آسمان رود و کار آفتاب کند) پس از بیدار شدن و شب را به صبح رساندن، کتاب‌ها و لوازم مختصری که داشته به فروش می‌رساند و اهل خیر هم با او مساعدت می‌کنند تا خود را به هندوستان می‌رساند و در شهر حیدرآباد سراغ خانه آن راجه را می‌گیرد، مردم از این که طلبه‌ای فقیر با چنان مردی ثروتمند و متمکن قصد ملاقات دارد، تعجب می‌کنند.

وقتی به در خانه آن راجه می‌رسد در می‌زند، چون در را باز می‌کنند می‌بیند شخصی از پله‌های عمارت به زیر آمد، طلبه وقتی با او روبرو می‌شود می‌گوید: (به آسمان رود و کار آفتاب کند) فوراً راجه پیش خدمت‌هایش را صدا می‌زند و می‌گوید : این طلبه را به داخل عمارت راهنمایی کنید و پس از پذیرایی از او تا رفع خستگی‌اش وی را به حمام ببرید و او را با لباس‌های فاخر و گران قیمت بپوشانید. مراسم به صورتی نیکو انجام می‌گیرد و طلبه در آن عمارت عالی تا فردا عصر پذیرایی می‌شود.

فردا دید محترمین شهر از طبقات مختلف چون اعیان و تجار و علما وارد شدند و هر کدام در آن سالن پرزینت در جای مخصوص به خود قرار گرفتند، از شخصی که کنار دستش بود، پرسید: چه خبر است؟ گفت: مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است. پیش خود گفت: وقتی به این خانواده وارد شدم که وسایل عیش برای آنان آماده است. هنگامی که مجلس آراسته شد، راجه به سالن درآمد، همه به احترامش از جای برخاستند و او نیز پس از احترام به مهمانان در جای ویژه خود نشست. نگاه رو به اهل مجلس کرد و گفت: آقایان من نصف ثروت خود را که بالغ بر فلان مبلغ می‌شود از نقد و مِلک و منزل و باغات و اغنام و اثاثیه به این طلبه که تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه کردم، و همه می‌دانید که اولاد من منحصر به دو دختر است، یکی از آنها را هم که از دیگری زیباتر است برای او عقد می‌بندم، و شما ای عالمان دین، هم‌اکنون صیغه عقد را جاری کنید.

چون صیغه جاری شد طلبه که در دریایی از شگفتی و حیرت فرو رفته بود، پرسید: شرح این داستان چیست؟

راجه گفت: من چند سال قبل قصد کردم در مدح امیرالمؤمنین(ع) شعری بگویم، یک مصراع گفتم و نتوانستم مصراع دیگر را بگویم؛ به شعرای فارسی زبان هندوستان مراجعه کردم، مصراع گفته شده آنها هم چندان مطلوب نبود، به شعرای ایران مراجعه کردم، مصراع آنان هم چندان چنگی به دل نمی‌زد، پیش خود گفتم حتماً شعر من منظور نظر کیمیا اثر امیرالمؤمنین(ع) قرار نگرفته است، لذا با خود نذر کردم اگر کسی پیدا شود و مصراع دوم این شعر را به صورتی مطلوب بگوید، نصف دارایی‌ام را به او ببخشم و دختر زیباتر خود را به عقد او درآورم.

شما آمدید و مصراع دوم را گفتید، دیدم از هر جهت این مصراع شما درست و کامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است. طلبه گفت: مصراع اول چه بود؟ راجه گفت: من گفته بودم: به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند طلبه گفت: مصراع دوم از من نیست، بلکه لطف خود امیرالمؤمنین(ع) است. راجه سجده شکر کرد و خواند:

به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند *** به آسمان رود و کار آفتاب کند

وقتی نظر کیمیا اثر حضرت مولا، فقیر نیازمندی را اینگونه به ثروت و جاه و جلال برساند، نتیجه نظر حق، در حقّ عبد، چه خواهد کرد؟

ویژگی های شیعیان واقعی

۲۱ خرداد ۱۳۹۷
91 views
بدون نظر

مفسر قرآن و نهج البلاغه با بیان اینکه بدون تردید و با اسناد و مدارک معتبر پیامبر(ص)، علی(ع) را به عنوان جانشین خود انتخاب کرد، خطاب به شیعیان گفت: با شفاعت امیرالمؤمنین علی(ع) و پیامبر(ص) شیعه در بهشت است، اما مجرمین حرفه‌ای، مال مردم‌خورها و اختلاس‌چی‌ها در بهشت جایی ندارند. شیعه یعنی پیرو، یعنی اقتداکننده به ائمه(ع).

استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در مسجد امیر(ع) تهران، اظهار کرد: یک بحث بسیار مهم دوران نبوت بیست و سه ساله رسول خدا(ص) بحث درباره شخصیت و جایگاه و موقعیت و امامت امیرمؤمنان(ع) بود. به روایات شیعه و سنی که مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم این بحث شروعش در مکه در اوائل بعثت در سن 9 یا 10 سالگی امیرالمؤمنین(ع) بوده است. تمام مطالب پیغمبر راجع‌به حضرت بدون شک با دلائلی که هست، برگرفته از وحی بوده؛ چیزی را پیغمبر(ص) در این زمینه جزء وحی خدا لحاظ نکردند.

وی ادامه داد: از هر عالم منصف اهل سنت که دلتان می‌خواهد درباره مصداق این آیه بپرسید علمای بزرگ شیعه هم طبیعتاً با تکیه بر قرآن و روایات غیر از چیزی که منصفان آنها می‌گویند مطلب جدیدی نمی‌گویند، فکر می‌کنم امیرالمؤمنین به سن سیزده-چهارده سالگی رسیده بودند که نه به خاطر ایشان بلکه به خاطر خود پیغمبر اسلام هجوم مشرکین به رسول خدا در اوج قرار گرفت؛ هم هجوم اقتصادی و هم هجوم بدنی و شکنجه و هم هجوم تبلیغات بسیار سنگین ضد پیغمبر به‌خصوص در بین مسافرانی که برای تجارت خرید و فروش یا زیارت به مکه می‌آمدند. اغلب مردم هم از حقیقت خبر نداشتند، مشرکین هم در شستشوی مغزی مردم فوق‌العاده هنرمند بودند، ریاست و سروری هم داشتند.

استاد انصاریان افزود: هجوم به رسول خدا(ص) توسط مشرکین، رئیس و صندلی‌داران شدید شد و عوام مردم حرف‌هایشان را قبول می‌کردند؛ گاهی تبلیغات دامنه‌داری می‌شد که این یتیم کذاب است، گاهی تبلیغات دامنه‌داری می‌شد که این جادوگر است، گاهی تبلیغات دامنه‌داری می‌شد نه یک روز و دو روز و پنج روز، يَقُولُونَ یعنی هر روز «وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُون» (قلم، 51). به مردم می‌گفتند: یقین بدانید این یتیم دیوانه است، کدام نبوت؟ کدام وحی؟ به دیوانه که وحی نازل نمی‌شود، اینهایی هم که می‌گوید وحی است دروغ است، از پیش خودش ساخته، این حرف‌هایی هم که می‌زند برخواسته از قدرت جادوگری است. اینجا خدا به مشرکین یک جواب داد: «قُلْ كَفى بِاللَّهِ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ شَهِيدا» (عنکبوت، 29) در رسالت و نبوت من یک کسی شاهد است و شهادتش هم بس است و شاهد دیگر نمی‌خواهد، آن هم خداست؛ ولی من یک شاهد دوم دیگری هم دارم.

استاد اخلاق حوزه علمیه ادامه داد: پیغمبر اکرم(ص) خود به خود به عنوان یک یتیم در بین آنها شخصیت کوبیده‌ای داشت، برای این‌که یتیم در مکه در کمال خواری و ذلت بود و اگر آیات قرآن را بنگرید قسمتی از آیات مربوط به یتیم نازل شده در مکه است. امیرالمؤمنین(ع) به حضرت مجتبی(ع) و ابی‌عبدالله(ع) و دخترانش و دیگر پسرانش فرمود: «الله الله فی الیتامی» فرزندان من و کسانی که وصیت من به گوشتان می‌رسد، دوبار می‌گویم الله الله یتیم را رعایت کنید. هرگز اجازه ندهید یتیم برای نیازمندی خود دهانش را باز کند، زندگی او را تأمین کنید. اگر بیاید بگوید من مستحق هستم وای به حال شما، اصلاً نگذارید یتیم‌های اقوامتان حرف بزنند، یتیم‌های همسایگانتان، یتیم‌های کشورتان فرقی نمی‌کند چه یتیمی باشد، برای کدام شهر باشد. بخشی از ثروت ثروتمندان که خدا عطا کرده، ویژه ایتام قرار داده و برای خودشان نیست.

ثروتمندان مراقب باشند که مال یتیم را نخورند

استاد انصاریان خطاب به ثروتمندان گفت: ثروتمندان مواظب باشند مال یتیم را نخورند، نه مال یتیمی که برای پدرش است و نه حقی که از یتیم در مال خودشان است «وَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُوم» (ذاریات، 19). یتیم از پدر محروم است، از محبت محروم است، خیلی‌ها از درآمد محرومند. خیلی‌ها فکر می‌کنند قیامت مشکل، دادگاهی و بازپرسی ندارند، اما ای کاش با یک عالم واجد شرایط تماس داشته باشند و وضع خودشان در این دنیا و مسئولیت‌هایشان را بفهمند که قیامت بدون جهل به حقایق گرفتار دادگاه‌های الهی نشوند.

پیامبر(ص) اوضاع قیامت را برای امیرالمومنین علی(ع) شرح می‌دهد

وی با استناد به روایات در مورد قیامت از منظر امیرمؤمنان علی(ع) اشاره کرد و افزود: در روایاتمان آمده است که پیغمبر(ص) گاهی تک و تنها برای امیرالمؤمنین(ع) اوضاع قیامت را شرح می‌داد، امیرالمؤمنین(ع) مثل مادر داغدیده گریه می‌کرد، به امیرالمؤمنین(ع) نمی‌گفت خود تو قیامت درگیر دادگاه‌ها هستی، از بازپرسی‌های خداوند و براساس خبرهایی که شنیده بود، خبر می‌داد. ابودردا می‌گوید: من از سفر به وطنم مدینه برمی‌گشتم، دیر رسیدم، تقریباً شب از نیمه گذشته بود که صدای ناله جگرسوزی را شنیدم که خانه و زن و بچه‌ام را یادم رفت، گفتم بروم ببینم کیست و چه شده؟ خیلی ناله جگرسوز است، تاریک بود و درخت‌های نخل هم انبوه بود، مجبور بودم درخت به درخت رد کنم تا رسیدم و دیدم امیرالمؤمنین(ع) است، مثل چوب خشک روی خاک افتاده بود و نفس نداشت، خیلی وحشت کردم که این مرد بیست و چهار پنج سالش است چرا مُرد؟ دویدم آمدم نصف شبی در خانه‌اش و در زدم، صدیقه کبری(س) پشت در آمد و پرسید: کیست؟ گفتم: خانم، ابودردا هستم، از اصحاب پدرتان، یک خبر ناراحت‌کننده می‌خواهم به شما بدهم، علی(ع) در نخلستان مُرد. خانم فرمودند: برو راحت باش، علی نمرده است، علی هر شب از ترس خدا و قیامت این حال را دارد.

یکی از علایم ایمان بی‌تحمل شدن پس از شنبدن آیات قیامت است

مبلغ عرصه بین الملل تصریح کرد: یکی از علائم ایمان این است که ما آیات قیامت را که بشنویم بی‌تحمل شویم و اشکمان بریزد، عادی نگذریم. وقتی خدا برایمان می‌خواند که «الْقارِعَةُ مَا الْقارِعَةُ» کوبنده «وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ» پیغمبر من چه می‌دانی آن کوبنده چیست؟ «يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ» روزی است که تمام انسان‌ها درهم مانند پروانه‌های دیوانه به این طرف و آن طرف می‌زنند همه سرگردان، متحیر، نمی‌دانند عاقبت کار چه می‌شود «وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ» و تمام کوه‌ها مانند پنبه کنار زه حلاج چنان زده می‌شود که گرد و غبارش هم نمی‌ماند. مردم هم دو دسته هستند «فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ وَ ما أَدْراكَ ماهِيَهْ نارٌ حامِيَةٌ» (قارعه، 1 تا 11) چه می‌دانی هاویه چیست؟ حبیب من، آتش داغی است که در دنیا داغی آن نمونه ندارد که بگویم مثل کوره ذوب مس است یا کوره ذوب آهن است.

امیرالمؤمنین علی(ع) شاهد رسالت پیامبر(ص) و ناطق حقیقی قرآن

مؤلف کتاب ارزشمند «همراهی علی و حق» به شگفتی‌های قرآن در سخنرانی‌های پیغمبر بر منبر مدینه اشاره و خاطرنشان کرد: پیغمبر فرمودند: «لا تحصی قرائبه» شگفتی‌های قرآن به عدد نمی‌آید. «ولا تبلی غرائبه» گوهرهای این کتاب کهنه‌شدنی نیست. یک مغزی باید پیدا کرد ببینیم این شگفتی‌های قرآن را در عدد بی‌شمار می‌تواند در خودش جا دهد؟ خدا می‌گوید یک نفر توانسته جا بدهد به مشرکین بگو یک شاهد من بر صدق نبوتم خداست و یک شاهد من هم «من عنده علم الکتاب» شخصی است که علم کل قرآن پیش اوست؛ یعنی آن که به شماره درنمی‌آید ولی در مغز او شماره شگفتی‌هایش هست و او هم سیزده سالش است، علی(ع) است. این شخص شاهد است که من پیغمبر هستم.

وی در بخش دیگری از سخنان خود در مورد خلافت علی(ع) اشاره و اظهار کرد: وقتی می‌خواهیم برخی از افراد را بکشانیم به جواب با استدلال در مورد خلافت امیرالمؤمنین علی(ع) درجا تکیه می‌کنند به این جمله ساختگی که بحث حرام است؛ یعنی ادامه نده یا اگر سکوت نکنند و نگویند بحث حرام است نهایتاً در عربستان ششصد هفتصد تا کتاب دویست صفحه تا دو هزار صفحه نوشتند که شیعیان اهل‌بیت(ع) کافرند و مهدورالدم، این هم آخرین حرفشان است. غصه نخورید که شما را می‌گویند کافر و مهدورالدم.

استاد انصاریان ادامه داد: بعد از جنگ صفین ملت ریختند دور علی(ع) گفتند کافر هستی توبه کن صدای توبه‌ات را ما بشنویم وگرنه واجب القتل هستی و شب نوزدهم آمدند به عنوان این که واجب القتل است او را کشتند. شما غصه نخورید وقتی مولایتان را مارک کفر زدند من و تو دیگر که هستیم؟ مگر آخوندهای درباری با قلم ننوشتند: «خَرَج حسین بن علی عن دین جده فدمه هدر» حسین بی‌دین شده و ریختن خونش واجب است! حال خون ما را هم بریزند، شهادت که امتیاز شیعه و افتخار شیعه است.

میان پیامبر و علی(ع) در خلافت فاصله نیست

وی گفت: پیامبر(ص) حدود هشتاد بار – این تکرار شده، با کمال اطمینان و اعتماد می‌گویم، همه را با ذکر سند و مدرک می‌گویم، یک دانه هم از کتاب‌های شیعه نمی‌گویم – از مکه تا مدینه در طول بیست و سه سال – هشتاد بار – از سن ده سالگی امیرالمؤمنین(ع) تا ماه صفر آخر عمرش یا فرمود: «انت خلیفتی» یا فرمود: «انت خلیفتی من بعدی» یعنی بین من و تو در خلافت فاصله نیست. علی(ع) چهارمی نیستی، ما یک و دو و سه و چهار نداریم علی جان «انت خلیفتی من بعدی» تو بعد من جانشین من هستی. حال یک روایت برابر این هشتاد روایت نقل شده در کتب خودشان برای ما بیاورند که پیغمبر به فردی از سقیفه یا کل بنی‌امیه یا بنی‌عباس در برابر گفته یا خبر داده باشد که تو جانشین من هستی.

دین شیعه درست و در قیامت اهل نجات هستند

استاد انصاریان خطاب به شیعیان گفت: من پنجاه سال برای اهل‌بیت(ع) جان کندم، امروز به شما گفتم که دین‌تان درست است، شیعه بودن شما درست است، اعمال شما را قبول می‌کنند و قیامت اهل نجات هستید. این وسط گناهان ما می‌ماند که آن هم یک روایت بسیار عالی برای شما بگویم. روایت در کتاب شریف «کافی» جلد 3 صفحه 242 است، عمر بن یزید از شخصیت‌های بزرگ اصحاب امام صادق(ع) – مرد مورد وثاقت، اطمینان و مورد محبت امام ششم – می‌گوید: به امام صادق(ع) گفتم: «انی سمعتک» من خودم یابن رسول الله به دو گوش خودم نه با واسطه، از شما شنیدم «و انت تقول» که شما نه یک بار نه دو بار بلکه پی در پی در جلسات عمومی و خصوصی همواره می‌فرمودید: «کل شیعتنا فی الجنه» این را من با دو گوش خودم شنیدم که همه شیعیان ما در بهشت هستند و یک چیزی هم به آن اضافه کردید: «علی ما کان علیهم» با گناهانی که در پرونده‌شان است. امام فرمودند: «صدقت» درست شنیدی، حرف راستی گفتی «کلهم والله فی الجنه». گفتم: فدایتان بشوم «ان الذنوب لکثیرة الکبائر» گناهان شیعیان گاهی زیاد است و گناه کبیره هم هست، یعنی آنها چه می‌شود؟ فقال: «اما فی القیامه فکلکم فی الجنه» حضرت می‌گوید: همه شما در بهشت هستید، چطور؟ «بشفاعة النبی المطاع او وصی النبی» قیامت شفیع شما پیغمبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) است.

استاد انصاریان در پایان گفت: شیعه در بهشت است، اما مجرمین حرفه‌ای، مال مردم‌خورها و اختلاس‌ گرها در بهشت جایی ندارند. شیعه یعنی پیرو، یعنی اقتداکننده به ائمه(ع)، گاهی هم یک لغزشی دارند دیگر چه کارشان کنیم، ضعیف هستند.